سرخط خبرها
خانه / گرامر

گرامر

نقل قول مستقیم و نقل قول غیر مستقیم

نقل قول مستقیم ( direct speech )

اگر حرفهای گوینده ای را بدون دخل و تصرف برای کس دیگری مستقیمًا نقل کنیم آن را به روش مستقیم نقل می کنیم در این حالت جمله گوینده می تواند یکی از چهار نوع جمله زیر باشد. ادامه نوشته »

قید در زبان انگلیسی

dverb

اهداف درس (Objectives):

– آشنایی با قید و کاربرد ان

– آشنایی با انواع قید

قید(adverb) حالت و چگونگی فعل را نشان می دهد با اضافه کردن ly به آخر دسته ای از صفات آن ها را تبدیل به قید می کنند. مثلاً :

sincerely مخلصانه

quickly به سرعت

carefully بادقت

ادامه نوشته »

گرامر wish

ای کاش (Wish)

برای بیان آرزو ( آرزویی که عملی نمیشه ) یا افسوس در زمان حال ( یا آینده) از الگوی زیر استفاده می شود :

نکته: بهتر است در جملات آرزویی زمان حال از was استفاده نکنیم و برای همه ی فاعل ها از were استفاده کنیم.

۱٫ ‘ wish ‘ + past simple

(برای بیان موقعیتی که در زمان حال می خواهیم و دوست داریم انجام بدهیم یا اون طور باشه، اما این طور نیست)

I wish I spoke Italian. — I don’t speak Italian
I wish I had a big car. — I don’t have a big car
I wish I were on a beach. — I’m in the office
Future: I wish it were the weekend tomorrow. — It’s only Thursday tomorrow

۲٫ ‘wish’ + past continuous

( برای بیان موقعیتی که دوست داریم الان انجام بدهیم یا دوست داریم اتفاق بیافته اما الان انجام نمی دهیم یا الان اتفاق نمی افتد)

I wish I were lying on a beach now. — I’m sitting in the office
I wish it were n’t raining. — It is raining
.Future: I wish you weren’t leaving tomorrow. — You are leaving tomorrow

برای بیان آرزو یا افسوس در زمان گذشته :

‘wish’ + past perfect

برای بیان افسوس یا موقعیتی که ای کاش در گذشته انجام می دادیم یا اتفاق میافتاد ولی انجام ندادیم یا اتفاق نیافتاد

I wish I hadn’t eaten so much. — I ate a lot
I wish they’d come on holiday with us. — They didn’t come on holiday with us
I wish I had studied harder at school. — I was lazy at school

زمان آینده ساده (Simple future tense)

timetravel

اهداف درس(Objectives):

  1. – آشنایی با زمان آینده ساده
  2. – سوالی و منفی کردن این افعال
  3. – قیدهای این زمان
  4. – کاربرد این زمان

زمان آینده ساده عملی را نشان می دهد که در آینده اتفاق خواهد افتاد .

برای ساختن آن از فرمول زیر استفاده می کنیم .

 ( will   ( shall +  فعل زمان حال  

رایج ترین فعل کمکی زمان آینده will است و shall بیشتر جنبه رسمی و ادبی پیدا کرده است .

20111006154222970_16

علامت این زمان قیود زمانی :

tomorrow , next … ,  ۱۰  days  later  ,  in 2  hours ( in +  مدت زمان  ) , from  now  on , the  following , the  day after , soon , before long , in future , from now  onward ,

 this  coming  week – end

من فردا به شما تلفن خواهم زد.

.I  will  telephone you tomorrow

یاد آوری

راه های دیگری نیز برای نشان دادن زمان آینده داریم از قبیل :

(I  meet  him  tomorrow .  ( simple  present  with  time  expression

(I  am  meeting  him .  ( present  progressive

(I  am  going  to  meet  him  tomorrow .  ( be  going  to

(I  will  be  meeting  him  tomorrow . ( future  progressive

(They  are  to  be  here  at  ۱۰ o’clock .  ( be + to + simple  v

(They  may  go  to  the  cinema  tonight .  ( aux.  +  simple  v

برای سوالی کردن این زمان فعل کمکی will را به اول جمله می آوریم :

?Will  he  telephone  you  next  Friday

و برای منفی کردن آن بعد از will کلمه not می آوریم :

Shall not          shan’t           Will not              won’t

I think I will not ( won’t ) stay at home this evening

و منفی و سوالی این زمان بصورت زیراست :

(?Will he not work ? ( won’t he work

کاربرد زمان آینده :

۱- برای بیان قصد گوینده ، تفکروایده اودرباره آینده که اکثرا“ باافعال واصطلاحات زیرمی‌آید.

Think , know , believe , hope, suppose, expect, sure,…. Probably

.I shall hope  to see you when we return to town

.I am sure that he will come back

?Do you think we’ll win the match

۲- عملی که بصورت عادت درآینده صورت می گیرد.

بهاردوباره می آید.

 .Spring will come again

احتمالا“ درامتحان ردمی شوم ( همیشه اینطورمی شود).

 I’ll  probably  fail the quiz

۳- درروزنامه ها واخباربرای اعلان وآگاهی ازطرحهای آینده .

.The president will open the new heliport tomorrow

رئیس جمهور فردافرودگاه جدید هلیکوپترراافتتاح خواهد کرد.

۴-هنگامی که هم اکنون تصمیم گرفته ایم کاری راانجام دهیم ( arrangement ) یا قصد انجام آن راداشته باشیم will   بکارنمی بریم.

(.I  can  not  meet  you   tomorrow  because  my  parents  are  coming  to  see me . ( not :….will come to see me

(…Ali  is  playing  tennis  on  Monday .  ( not :  will  play

Shall- will  :

برای آینده ساده هیچ فرقی بین shall و will وجود ندارد. اما will بیشتراز shall به کارمی رود. درصبحت ها و نوشتارهای رسمی shall بیشتر به کار می‌رود .

will بادوم شخص برای یک پیشنهاد ، تقاضا ویایک دعوت بکارمی رود.

Will you shut the door ?

?(asking someone to do) will you answer the telephone please

?won’t you please join me for a cup of coffee

.I need some money . Don’t worry, I’ll lend you some

 

هنگامی که تصمیم بگیریم درزمان صحبت کاری انجام بدهیم ( قصد و منظور) Will  بکارمی‌بریم .

I will wait for you .

اما اینگونه جملات را نمی توانیم با زمان حال ساده بیان کنیم .

(…I’ll go and shut it. ( not : I go

اما shall هنگامی به کار می رود که قصد و منظور درکار نباشد .

I  shall  be 25  next  month.

ماه آینده ۲۵ ساله می شوم ( نشان می دهد که عمل درآینده انجام خواهد گرفت بدون اینکه فاعل دخالتی درآن داشته باشد). ازاین رو اینگونه جملات را آینده خالص یا ( pure future )  گویند.

(فعل اصلی ) Will+ main verb  همچنین می تواند باافعالی که مربوط به حس ، فکر و یا مالکیت باشد به کاررود.

( senses- emotion- thinking – possession )

فردا شما را می بینم .

.I ‘ll see you tomorrow

شماراخواهم بخشید.

 I will forgive you.

shall رامی توان برای بیان یک پیشنهاد ویاکسب اجازه بکاربرد.

( پیشنهاد )

?shall we take a taxi

( اجازه )

?shall I come in

برای موافقت یا امتناع ( refuse ) از انجام کاری will بکار می بریم .

The car won’t start. ( = the car “refuses ” to start )

اگرقول بدهیم کاری راانجام دهیم will بکارمی بریم.

قول می دهم آنچه راکه گفتی به علی نگویم .

I won’t tell Ali what you said. I promise

درسوالات

…shall I  یا  …shall we
برای پیشنهاد انجام کاری دیگر will بکارنمی بریم.
?Shall I open the window
:Be going to
فرم:

be going to  نشان دهنده این است که فاعل آگاهانه ویا ازروی قصد قبلی درآینده قصد انجام کاری رادارد. درحالیکه will ازروی تصمیم قبلی نیست بنابراین فرم be going to  درموارد زیربکارمی رود :

۱- قصد ومنظور   ( intention ):

عملی رابیان می کند که کارمطمئنا“ ( certainty ) انجام خواهد گرفت . این تصمیم همیشه باقصد قبلی است .

.Look at the sky. It’s going to be a beautiful day

اگربخواهیم اطمینان ازانجام کاری رابا will بیان کنیم باافعالی مثل  think ,certain , sure , know  می آوریم .

.Look at the sky. I’m sure it will be a beautiful day

 یادآوری

گاهی be going to وwill  هردودریک موقعیت بجای هم بکارمی روند.

My parents will arrive ( are going to arrive ) at 8 tonight.

نکته ۱

هنگامی که بخواهیم مقصودمان راتأکید کنیم عبارت be going to  می تواند همراه یک عبارت زمانی استفاده شود.

He is going to be a dentist when he grows up.

نکته ۲

معمولا“ فعل  go و  come رادرعبارت be going to استفاده نمی کنند بلکه بجای آن ازحال استمراری کمک می گیرند. بجای اینکه بگوییم :

I am going to go ( come)

می گوییم :

I am coming  ./ I am going .

۲-  پیشگویی  (prediction ):

دراین حالت be going to  احساس اطمینان گوینده رابیان می کند که انتظارمی رود عمل درآینده نزدیکی اتفاق افتد ومعمولا“ وقت انجام کارذکرنمی شود.

Look at those  clouds . It’s going to rain.

نکته ۳

be going to رامی توان درزمان گذشته نیزبکاربرد درآن صورت عملی را نشان می‌دهد که درگذشته قصد انجام آن راداشتیم اما نتوانستیم آن راانجام دهیم.

I was going to tell you , but he didn’t let me

قصدداشتم به شما بگویم اما اجازه نداد.

یادآوری

برای سوالی کردن فرم be going to  افعال to be  رابه اول جمله می آوریم .

وبرای منفی کردن آن کلمه not  رابعد ازافعال to be  می آوریم .

.Akbar  is  going  to  read  a  book

?Is  akbar  going  to  read  a  book

(Akbar  is  going  to  read  a  book . ( what

?What is akbar going to read

.Negative : akbar isn’t going to read a book

حرف تعریف نامعین یا نکره (Indefinite article)

حرف تعریف نامعین شامل a و an می‌باشد.

حرف تعریف a قبل از یک حرف بی‌صدا بکار می‌رود:

a car, a man, a bus, a house

حرف تعریف an قبل از یک حرف صدادار (a,e,i,o,u) بکار می‌رود:

an apple, an actor, an animal, an old man

  چند نکته

۱- در کلماتی مانند honest، hour، honour و … حرف h تلفظ نمی‌شود (غیر ملفوظ)، بنابراین همراه با آنها حرف تعریف an مورد استفاده قرار می‌گیرد: an hour, an honourable man۲- کلماتی مانند useful، unit، university، union، European و … با اینکه با حروف صدادار شروع می‌شوند، ولی حرف اولیه آنها مانند «you» تلفظ می‌شود. بنابراین آنها با حرف تعریف a مورد استفاده قرار می‌گیرند: a university, a useful book

a یا an تنها قبل از اسامی مفرد قابل شمارش می‌آیند:

a book, a happy boy, a famous actor

برای اسامی جمع، بجای a یا an، یا از some استفاده می‌کنیم و یا اصلاً هیچ کلمه‌ای را بکار نمی‌بریم:

.It’s a cat.  It’s a dog.  And it’s a monkey
.but: These are all animals

a horse,  some horses
موارد کاربرد حروف تعریف نامعین (a یا an)

۱- هنگامیکه برای اولین بار به کسی یا چیزی اشاره می‌کنیم از a یا an استفاده می‌کنیم. اما وقتی که به همان چیز دوباره اشاره می‌شود، باید از the استفاده کرد:

.I bought a new shirt yesterday. But my wife thinks the shirt doesn’t fit me
(دیروز یک پیراهن نو خریدم. ولی همسرم فکر می‌کند که آن پیراهن اندازه من نیست.)

.Once I had a really big dog. But the dog wasn’t very useful, so I gave the dog to a friend
(زمانی یک سگ خیلی بزرگ داشتم. اما آن سگ خیلی مفید نبود، برای همین سگ را به یک دوست دادم.ا)

۲- وقتی که به یک چیز مفرد اشاره می‌شود از a یا an استفاده می‌کنیم. در این حالت همان معنی one یا «یک» را می‌دهد (در مقایسه با three، two و …):

.I’d like an apple and two oranges

Yesterday I bought three pencils and a notebook

۳- در اصطلاحات عددی خاص:

a half یک دوم
a third یک سوم
an eighth یک هشتم
a couple یک جفت
a dozen یک دوجین
a hundred صدتا
a thousand هزارتا
a million یک میلیون

۴- هنگام اشاره به یک عنصر خاص از یک گروه یا طبقه:

الف. همراه با اسامی شغلها:

  • She’s a doctor.
  • My father is a teacher.
  • Are you an engineer?

ب. همراه با ملیتها و مذاهب:

  • I’m an Iranian.
  • You are a Chinese.
  • She is a Catholic.

۵- همراه با کلمات و اصطلاحات مربوط به مقدار و کمیت:

  a few (of) a lot (of)
  a little (of) a (great) deal (of)
  a bit (of) a number (of)

۶- همراه با اسامی مفرد قابل شمارش و پیش از کلمات what و such:

!What a beautiful day (چه روز زیبایی!)

!What a strange friend you have (عجب دوست عجیبی داری!)

!Such a pity (چه حیف شد!)

حرف تعریف معین

the

حرف تعریف معین :
the حرف تعریف معین بوده و ماقبل اسامی که برای مخاطب مشخص باشد بکار می رود. حرف تعریف the قبل از اسامی مفرد و جمع می تواند بکار برده شود. مثال:

The window (همان) پنجره (که می شناسی)
a window پنجره ای

حرف تعریف معین theدر موارد زیر بکار می رود:

۱ – قبل از اسامی رشته کوه ها، رودخانه ها، اقیانوس ها، دریاها، مجموعه جزایر، بیابان و…

۲ – قبل از اسامی روزنامه ها، شرکتهای دولتی و ملی، پست سازمانی و …

۳ – قبل از نام کشورهایی که ترکیبی از چند لغت باشند.

۴ – قبل از اسامی ترتیبی مانند اول، دوم و …

۵ – قبل از صفات عالی

۶ – قبل از اسامی منحصر به فرد مانند ماه، خورشید، زمین و …

مثال:

the Andes, the River Seine, in the Middle East
The New York Time, The United Nation, the managing director
The United Kingdom
The first of March
The best
The moon, the North Pole

توجه: بنابراین حرف تعریف معین در مواردی از قبیل اسامی خاص، کوه های منفرد، مناطق، کشورها، جزیره های منفرد، شهر و دریاچه و .. بکار نمی رود.

مثال:

.She lives in Western Australia
.They climbed Mount Everest
.France is in Europe
President Hassan Rouhani

انواع جملات شرطی

if

جملات شرطی از دو شبه جمله تشکیل می شوند؛
شبه جمله شرط (if clause) که از احتمال صحبت می کند و شبه جمله پایه (result clause )که نتیجه را در صورت روی دادن آن اتفاق شرح می دهد.

If I’m surfing the Web, I use Google.

If I’m surfing the Web,  جمله شرط (  if clause)
I use Google جمله پایه(result clause) است.

البته در زبان انگلیسی جملات دیگری نیز وجود دارند که از نظر مفهومی شبیه به جملات شرطی هستند، آنها هم از دو شبه جمله  تشکیل می شوند و از هدف، رابطه ی علت و معلولی، مقابله و… صحبت می کنند.

If it rains tomorrow, we will cancel our picnic. (Conditional)
Since it rained, we canceled the picnic. (Cause/effect)
It may rain, but that won’t affect our picnic. (Contrast)
Although it’s raining, we’re still having the picnic. (Concession)
We must have picnic so that the food isn’t wasted. (Purpose)

 اما باید توجه داشته باشیم که این جملات را با جملات شرطی اشتباه نگیریم!
جملات شرطی دو نوع هستند جملات شرطی محتمل(factual conditions) و جملات شرطی غیرمحتمل             (hypothetical conditions) که البته به شرطی های نوع اول، دوم و سوم هم معروف هستند. این دو نوع نه تنها از نظر ظاهر بلکه از نظر مفهوم هم کاملا با هم متفاوتند.

جملات شرطی محتمل:(شرطی نوع اول)
همان طور که از اسمشان هم مشخص است این جملات درباره رویدادهایی صحبت می کنند که در صورت فراهم بودن شرایط حتما اتفاق می افتند برای مثال کارهایی که در طول زندگی مان برای ما به یک عادت تبدیل شده اند مثلا اگر ” اگه بارون بیاد من چترم رو می برم” هرچند هنوز باران نباریده اما اینکه درصورت باران باریدن من چترم را بردارم یک اتفاقی است که حتما روی می دهد. پس رویدادهای طبیعی را هم می توانیم جز این دسته قرار بدهیم مثلا” اگه سیب رو رها کنم به زمین برخورد می کنه”. برای ساختن این جملات درهر دو بند از شکل ساده فعل استفاده می کنیم.

If you water a plant, it grows.
If you don’t like my book, you can return it.
If it rains, I take the bus.
If it’s a holiday, the store is closed.
If you use a credit card, it’s faster.
If I eat breakfast, I have more energy during the day. (Actual- habitual)
If you made the pie, I know it is good. (An event that occurred)

در جمله شرط می توانیم از حال استمراری نیز استفاده کنیم.
در جملات پایه از ساختارهای امری هم می توانیم استفاده کنیم.

If you change your mind, call me.
If a site isn’t secure, don’t enter your credit card information.

قبل از جمله امری از then هم می توانیم استفاده کنیم..

If you change your mind, then call me.

در اینگونه از جملات می توانیم از when یا whenever بجای if استفاده کنیم.

Whenever you mix black and white, you get grey.
Whenever he visits, we play football.

ما می توانیم درباره اتفاقهای گذشته هم صحبت کنیم البته با این تفاوت که درهردو شبه جمله فعل گذشته ساده بکار می بریم.

When I played with my friends, I was happy.

جملات شرطی را هم می توانیم با جمله شرط شروع کنیم، هم جمله پایه. معنی جمله در هر صورت یکسان است.
با این تفاوت که اگر جمله شرط در ابتدا بیاید بعد از آن کاما می گذاریم.

If I have diner home, I save money.
I save money if I have diner home.

از جملات شرطی محتمل(نوع اول) برای اشاره به رویدهایی که حتما در آینده اتفاق می افتند هم می توانیم استفاده کنیم.
در اینصورت ساختار آن به این شکل خواهد بود:

if +فاعل +,….+شکل ساده فعل+فاعل +will/ be going to+ شکل ساده فعل +…
If you buy a new car, how will you pay for it?
If Maryam studies, she will pass the test. (Actual- likely)
If I have time, I’ll take a vacation.
If he gets angry, his blood pressure will go up.
I will take a job in Alaska if I like the area.
If you move to Kish, I’ll come visit you.
If I work hard, I’ll get a promotion. (Possible- likely)

همچنین در جملات پایه می توانیم از هرکدام از افعال ( can, could, should, may, might,..) استفاده کنیم. مثلا برای توصیه، صحبت درباره توانایی هایمان و غیره.

If you have children, you shouldn’t let them play with your car.
If she studies hard, she might get an A on her test.

نکته: دقت کنید حتی اگر جمله شرط (if clause) به آینده هم اشاره کند باز هم تنها از زمان حال استفاده می کنیم.

If she gets a job, she’ll stop worrying.
Not if she will get a job, she’ll stop worrying.

جملات شرطی غیر محتمل: (شرطی نوع دوم)
این جملات درباره موقعیتهای فرضی یا خیالی صحبت می کنند  که احتمال رخ دادنشان غیر ممکن است یا در گذشته می توانستند رخ بدهند اما چون اتفاق نیافتادند حالا احتمال رخ دادنشان غیر ممکن شده. ساختار آنها به این صورت است:

If+گذشته ساده+فاعل +…,·
فاعل+ would/could/might+·شکل ساده فعل

If they had more money, they would buy more fruit.
If he left, I would be happier.
If the baby slept longer at night, we wouldn’t be so tired.
If I had the money, I would buy a new car.
I would live in Kerman if I could find a job there.
If you moved back home, your parents would be happy.
If she spoke Italian, she could translate for us.
You would share you millions with your friends, if you won the lottery, wouldn’t you!?
If he did his home work, he could get better grads.
If you were rich where you would live?
If we had more money, we could fly instead of drive.
If you knew how to cook, you could prepare food for yourself.
If she loved him, she would be very happy.
I wouldn’t leave if I had a better job offer.

نکته: در جمله شرط هرچند از فعل گذشته ساده استفاده می کنیم اما داریم به یک موقعیت فرضی در زمان حال اشاره می کنیم. مثلا در جمله بالا گفته شده اگر آنها پول بیشتری داشتند. یعنی در حال حاضر آنها این مقدار پول را در اختیار ندارند.

If we knew how to build a boat, we would escape.

اگر ما می دانستیم چگونه یک قایق بسازیم فرار می کردیم. یعنی ما در حال حاضر نمی دانیم و بلد نیستیم یک قایق بسازیم در نتیجه نمی توانیم فرار کنیم.

نکته: در این گونه جملات اگر فعل یکی از اشکال فعل be  باشد با هر نوع فاعلی از were استفاده می کنیم.

If I were on this island for a long time, I would go crazy.
However if my friends were with me, I would feel better.
If I were taller, I could reach the top shelf of the cabinet.
I could go home if it were 5:00, but it’s only 3:00.
You would understand my position if you were a little older.

نکته: از عبارت if I were youمی توانیم برای نصیحت کردن استفاده کنیم.

If I were you I wouldn’t ask that question! Our teacher could get angry.

اینگونه جملات ممکن است درباره ی حوادثی که درآینده رخ دهد نیز صحبت کنند با این تفاوت که در شرطی نوع اول(محتمل) احتمال رخ دادن آن وجود دارد مثلا “اگر تو به کرمان بروی من به دیدنت می آیم.” این یک شرطی محتمل است چون شدنی است اما در مواردی مثل اگر تو میلیاردر شوی،اگر در یک جزیره ی دور افتاده زندگی کنی و…بیشتر یک رویاست تا واقعیت به همین دلیل اینگونه جملات جز شرطی نوع دوم(غیر محتمل) قرار می گیرند هرچند در مواردی ممکن است ساختاری کاملا مشابه ساختار شرطی نوع اول داشته باشند.

If I get to be President, I’ll put you in charge of everything. (Possible unlikely)
If I strike it rich, I’ll buy gifts for all my friends. (Possible- unlikely)

این جملات ممکن است بین زمان حال و گذشته ارتباط برقرار کنند یعنی حالت فرضی از زمان گذشته را درنظر بگیرند که می توانست زمان حال را تغییر دهد. مثلا اگر علی پولهایش را پس انداز کرده بود حالا می توانست مقدار زیادی پول داشته باشد. البته از آنجا که ما نمی توانیم گذشته را تغییر دهیم درنتیجه این جملات غیر واقعی هستند. یعنی از قرار معلوم علی در گذشته پولهایش را خرج کرده و حالا پس انداز زیادی ندارد.

If his grandfather had lived, he would be a too old man now.
If we had won last week’s lottery, we would be resting on a beach in Hawaii now.
If I had gotten a flu shot, I wouldn’t be sick. (An event that didn’t occur.)

شرطی های غیر محتمل: زمان گذشته (شرطی نوع سوم)
این نوع از شرطی ها درباره ی اتفاقاتی صحبت می کنند که می توانست در گذشته رخ دهد. و الان احتمال رخ دادن آن غیر ممکن است. بیشتر برای بیان احساس تاسف بکار می رود. به این نوع جملات، جملات شرطی کامل هم می گویند. ساختار این نوع شرطی ها به این شکل است:

If + فاعل had+p.p……+  , فاعل+
would/ could/ might have p.p.(شکل سوم فعل)+…..
If you had called me last night, I would have come to see you.
If he had gone to school, he would have learned to read.
If she had read the assignment, she could have understood the lecture.
Food prices would have gone up so much, if hadn’t been a flood.
If they had asked me, I would have helped them.
We would have opened the cabinet if we had had the key.
They might have had a better relationship if they had communicated better.
If he had shown more initiative, he might have gotten the promotion.
If you had remembered the food, we could have had a picnic.
If the police hadn’t stopped us, we wouldn’t have known the headlight was out.
If we had known it was your birthday, we would have had a party for you.
If he hadn’t robbed a bank, he wouldn’t have gone to jail.
If Mike had been at the lecture, he could have taken notes.
If he had taken notes, he wouldn’t have minded sharing them.

در این نوع شرطی می توانیم در جمله اصلی به رویدادهای حال یا آینده نیز اشاره کنیم  با این تفاوت که در جمله اصلی از ساختار شکلساده فعل +would/could/might  استفاده می کنیم.

If I had been born in 1890, I surely wouldn’t be alive now.
If we hadn’t saved money last year, we couldn’t take a vacation next summer.

شرطی با unless:
برخی از جملات شرطی به جای if از unless استفاده می کنند. Unless  به معنی if not است. در نتیجه ما می توانیم بدون تغییر در جمله هم از unless استفاده کنیم هم if not

I will walk home if it’s not raining.
I will walk home unless it’s raining.
We’ll be going for a hike on Saturday if it doesn’t rain.
We’ll be going for a hike on Saturday unless it rains.
If you don’t have a ticket, you can’t get in the train.
Unless you have a ticket, you can’t get in the train.

 و wish در جملات محتمل:
Hope و wish می توانند بطور ضمنی به موقعیت های فرضی اشاره کنند.
در این گونه جملات جمله ای که بعد از hope می آید از همان شکل فعلی استفاده می کند که  شرطی هایی که درباره آینده صحبت می کنند (شرطی محتمل) در جمله شرط(if clause) یا جمله ی اصلیشان می آورند.

If we finish our chores on time, we will go to the movies.
I hope we finish our chores on time.
I hope we will go to the movies.

و فعل جملاتی که بعد از wish می آیند با فعل جملات شرطی کامل مطابقت دارند. در این جمله ها ما درباره ی چیزهایی صحبت می کنیم که دوست داشتیم الان درست بودند اما اینطور نیست.

If we had finished our chores on time, we could have gone to the movies.
I wish we had finished our chores on time.
I wish we could have gone to the movies.

نکته: بعد از wish از were,would,could استفاده می کنیم اما هرگز will یا can بکار نمی بریم.

شرطی های غیر محتمل: زمان حال و آینده
در این جملات از شکل گذشته فعل برای جمله شرط و
شکل ساده فعل would/ could/ might +  برای جمله پایه استفاده می کنیم.

If I had time, I would always clean the kitchen before leaving for work.
If I were reach, I would give you a million dollars.
If I already spoke English perfectly, I wouldn’t need this lesson.
If we didn’t have class tomorrow, we could stay up all night tonight.
If John were not going away next year, Marry might not be so annoyed with him now.

Even though و even if
این دو عبارت هرچند معانی متفاوتی دارند اما هر دو بر حالت شرطی تاکید می کنند.
Even though شکل تاکیدی though است که به معنی” علیرغم این واقعیت که” است. جمله شرطی بعد از even though درباره ی واقعیت صحبت می کند.

My uncle walked to work even though his job was five miles away.
Even though his job was five miles away, my uncle waked to work.
Even if

 شکل تاکیدی if است به معنی” اگر هم،چه این اتفاق رخ دهد چه ندهد”. جمله بعد از even if  هم می تواند درباره واقعیت باشد و هم نباشد.

My uncle will walk to work even if it’s raining.
Even if it’s raining, my uncle will walk to work.

نکته:  even if با جملاتی که درباره عادتها یا حوادث و رفتارهای همیشگی در زمان حال یا گذشته هستند می تواند به معنی “حتی وقتی که” هم باشد.

My uncle walks to work even if it rains.
My uncle used to walk to work even if was raining.

If not و unless
در جملاتی که درباره ی رویداد های فرضی یا آینده صحبت می کنند، unless و if not با معنی یکسانی بکار می روند. آنها شرایط منفی ای را توصیف می کنند که ممکن است در بروز رویدادی پیش آید.

Payman will take a math course if it doesn’t conflict with his work schedule.
Payman will take a math course unless it conflicts with his work schedule.

در جملاتی که درباره اتفاقات گذشته است هم جمله شرط و هم جمله ی پایه رویدادی که خلاف واقعیت است را شرح می دهند مثلا در جملات زیر

Sarah couldn’t have passed her English exam if she hadn’t had a tutor.
Sarah couldn’t have passed her English exam unless she’d had a tutor.

هر دو جمله به این معنی است که او امتحانش را پاس کرد و معلم سرخانه هم داشت.
البته unless در جمله بالا می تواند به این معنی هم باشد که سارا امتحانش را پاس نکرده و تنها داشتن یک معلم سرخانه ممکن است به او کمک کرده باشد.
If not می تواند در بیان جملات شرطی که مخالف رویداد کنونی هستند نیز بکار رود. اما unless در این مفهوم بکار نمی رود.

Babak and Reza wouldn’t have so much homework, if they weren’t taking calculus.

Only if و not unless
Only if  و not unless را در ابتدای جمله و برای تاکید بر جمله ی شرطی استفاده می کنند. این دو عبارت باعث می شوند جای فعل و فاعل در جمله پایه تغییر کند. در این حالت این فعل ممکن است be، یا افعالی مثل would/ should/ might/ could … باشد.

Only if our parents approve could we go out on a date.
Not unless a party was chaperoned did my patents allow me to attend.

نکته: در جملاتی که با unless شروع می شوند جای فعل و فاعل عوض نمی شد.

Unless he finishes his project, he’s not going away for the weekend.

افعال کمکی در زبان انگلیسی

verb

اهداف درس (Objectives):

– آشنایی با افعال کمکی (auxiliary verbs)

– آشنایی با انواع افعال کمکی

افعال کمکی (معین): افعالی هستند که بین فاعل و فعل اصلی می آید و بعد از آنها to نمی آید به جز درused to و ought to.

ادامه نوشته »

انواع اسم در زبان انگلیسی

english1noun

اسم به طور کلی به دو دسته تقسیم می شود:

۱- اسم ذات (Concrete Noun)
قابل رویت بوده و به خودی خود موجود می باشد.

مانند:  صندلی = chair         کتاب = book
اسم ذات خود به چهار دسته تقسیم می شود:
اسم خاص (Proper Noun)
واژه ای است که بر شی یا شخص خاص و معینی دلالت کند. بدیهی است هرگز قبل از اسم خاص حرف تعریف the  قرار نمی گیرد.

ادامه نوشته »

Dictionary
  • dictionary
  • English To English

Double click on any word on the page or type a word: